Home Download My Gallery My Profile My Poetry Contact My Blog  
   
   
   
   
   
  Home

Download
My Gallery
Profile
Poetry
Contact
My Blog
 
     
 
 
     
ADVERTISEMENT
 
     

 

 

   
 
 

انگشتانم را می رقصانم

بر روی کلید های که می خوانند آواز عشق را

دو، دوران سخت زندگی را

دل شکستگی را

دل مردگی را

فا، فاصله های عشق را

فکر رفتن را

فالش های زندگی را

می، میل بوئیدن کهنه لباس عشق را

ماندگاری آواز عشق را

میلاد عشق آدمی را

سل، سوال های بی جواب عشق را

سلول تنگ تنهایی را

سازگاری های اجبار را

سی، سیمای خوش یار را

سیاهی نیرنگ را

سپیدی صداقت را

ر، روح شکست خوردهء من را

راه ناتمام رفتن را

رویا های مردهء من را

دی یز می شویم ، بمل می شویم اما هنوز می ضربیم

گویا کلید ها وسعت زندگی را می دانند

گویا کلید ها همه چیز را می فهمند

گویا کلید ها عاشق شده اند

عاشق انگشتانی که بر روی آنها می رقصند

 

Sending: 88/01/11 11:42 AM
برگی از نوشته های محسن نداف